خطرناک‌ترین هوش مصنوعی جهان حالا بازی‌های ماجرایی بی‌انتها می‌سازد

یک بازی ادونچر (ماجرایی) که توسط خطرناک‌ترین هوش مصنوعی جهان ساخته شده باشد چه شکل و شمایلی دارد؟ یک دانشجوی فارغ‌ التحصیل علوم عصبی اینجاست تا به ما در رسیدن به پاسخ این پرسش کمک کند.

اوایل سال جاری میلادی، OpenAI، استارتاپی فعال در زمینه هوش مصنوعی که زمانی ایلان ماسک اسپانسرش بود، ربات تولیدکننده متونی ساخت که خطرناک‌تر از آن بود که به صورت عمومی در دسترس قرار بگیرد. این ربات GPT-2 نام گرفت و الگوریتمش جوری طراحی شده بود که قادر به تولید متونی آنقدر انسانی باشد که به راحتی بتواند خودش را به جای یک شخص واقعی جا بزند. برای مثال کافی بود بخش ابتدایی یک مقاله در روزنامه را به او بدهید و خودش مابقی را تکمیل می‌کرد و حتی نقل قول‌هایی خیالی در آن می‌آورد. نتیجه نهایی، رباتی بود که نقش تست تورینگ را برای جهان آکنده از اخبار کذب در سال ۲۰۱۹ ایفا می‌کرد.

البته که مثل هانیبال لکتر یا جوکر هیث لجر یا هر شخصیت منفی درست و حسابی دیگری، چندان طول نکشید تا GPT-2 بالاخره از زندانش فرار کند. ظرف چند ماه، ورژنی از این ربات راهش را به فضای مجازی باز کرد (و قادر به کار با آن در اینجا هستید). این ربات حالا فونداسیون یک بازی ماجرایی متنی که توسط نیتن وایتمور، دانشجوی فارغ التحصیل رشته علوم عصبی در دانشگاه نورث‌وسترن ساخته می‌شود را فراهم کرده است.

ساخته شده بر مبنای بستر شبکه عصبی قابل پیش‌بینی GPT-2، بازی GPT Adventure وعده بازنویسی داستان را پس از هر بار تجربه‌اش می‌دهد. این بازی، تجربه‌ای دائماً در حال تغییر است که به بازیکن اجازه می‌دهد در حدود جهانی که توسط یک هوش مصنوعی فراری ساخته می‌شود، هرکاری که می‌خواهد انجام دهد.

و می‌دانید نکته جذاب چیست؟ اینکه از زمانی که سارا و جان کانر با یک ترمیناتور وارد همکاری شدند تا با اسکای‌نت بجنگند، سر و کله زدن با خطرناک‌ترین هوش مصنوعی جهان تا این حد لذت‌بخش نبوده است.

بازی‌ای که خودش را بازنویسی می‌کند

وایتمور، دانشجوی علوم عصبی دانشگاه نورث‌وست می‌گوید: «GPT-2 اساساً یک الگوریتم شدیداً قدرتمند در زمینه پیش‌بینی متون است. مقداری متن به آن می‌دهید و تلاش می‌کند بخش‌های بعدی مطلب را پیش‌بینی کند. این واقعاً برای یک بازی ماجرایی متنی مناسب است. می‌توانید لوکیشن فعلی بازیکن و فعالیت‌هایش را به ربات بدهید [برای مثال] “به شرق برو” – و سپس از GPT-2 می‌خواهید که متن بعدی را پیش‌بینی کند که در واقع پیامد آن عمل است. بعد بازیکن کاری دیگر انجام می‌دهد و به این ترتیب، شما یک بازی خواهید داشت».

در بازی GPT Adventure، جهان متنی بازی توسط پیش‌گویی‌های GPT-2 خلق می‌شود. این یعنی به جای اینکه مجموعه‌ای از اتاق‌ها و هیولاها از پیش برنامه‌نویسی شوند، بازی با قرار دادن کاراکتر شما در یک لوکیشن آغاز می‌شود و سپس با استفاده از هوش مصنوعی، مشخص می‌گردد که در ادامه چه اتفاقی خواهد افتاد.

برای تبدیل کردن GPT-2 به خطرناک‌ترین دانجن مستر جهان (اصطلاحی که عمدتاً در بازی دانجنز اند دراگنز برای توصیف نقش کسی که خدای بازیست استفاده می‌شود)، وایتمور کارش را با جمع‌آوری رونوشت کاربرانی آغاز کرد که بازی‌های Zork و Colossal Cave Adventure را تجربه می‌کنند. این بازی‌های ماجرایی متنی، در اواسط دهه ۱۹۷۰ و برای بستر PDP-10 ساخته شدند؛ کامپیوتری با ابعادی هم‌اندازه یک یخچال و به مراتب ضعیف‌تر از دیوایس‌هایی که امروز اکثر ما در جیب‌مان حمل می‌کنیم. یکی از منابع الهام اصلی هم او Mind Game بود که در رمان Ender’s Game نوشته اورسن اسکارت کارد، یک بازی خیالی است که به صورت بلادرنگ توسط هوش مصنوعی ساخته می‌شود.

«[برای ساخت بازی، لازم بود] GPT-2 را طوری تربیت کنم که قادر به تولید متونی شبیه به رونوشت‌های بازی باشد. این کار با استفاده از الگوریتمی انجام می‌شود که به صورت خودکار، پارامترهای درونی GPT-2 را تنظیم می‌کند تا متنی که تولید می‌شود، شبیه به متن یکی از آن بازی‌های ماجرایی متنی باشد. این کار به GPT-2 اجازه می‌دهد که مکانیک‌های بازی‌های ماجرایی متنی را یاد بگیرد؛ چیزهایی مانند اینکه “وقتی بازیکن می‌گوید به شرق نگاه کن، چیزی را در شرق او توصیف کن”.»

نتیجه نهایی چیزیست که از نظر ظاهر و گیم‌پلی شباهت زیادی به بازی‌های ماجرایی متنی و کهنسالی دارد که از روی آن‌ها الگوبرداری کرده است؛ همان عناصر و مکانیک‌های ساده گیم‌پلی هم به قوت خود باقی مانده‌اند. وایتمور می‌گوید که البته در این مسیر مجبور به اعمال چند تغییر بوده است. «حتی با تمام این‌ها، GPT-2 گاهی اشتباه می‌کند و مثلاً از یاد می‌برد که بازیکن در کجا قرار دارد. بنابراین یک‌سری کد که به صورت دستی نوشته‌ شده‌اند وجود دارد که مشکلات رایج را اصلاح کرده و GPT Adventure را قابل بازی‌تر می‌کنند.»

حداقل از ظواهر امر برمی‌آید که بازی نهایی بسیار ساده است. بازی روی مرورگر شما اجرا می‌شود (راهنمایی‌هایی ساده برای اجرای آن را می‌توانید اینجا بیابید) و برخلاف بازی ذهنی رمان Ender’s Game، هیچ گرافیگی وجود ندارد. وایتمور می‌گوید «سعی کردم با استفاده از شبکه عصبی، تصاویری را به صورت خوکار و براساس توضیحات ارائه شده تولید کنم که به نتایجی عجیب منتهی شد». با این حال، GPT Adventure هنوز یک محصول کامل نیست.

آیا خلاقانه هم هست؟

GPT Adventure تجربه‌ای سرگرم‌کننده است، اما همینطور پر از تصنعات کلامی که وقتی مردم از هوش مصنوعی برای تولید متنی جدید مانند یک فصل دیگر از رمان گیم آو ترونز استفاده می‌کنند اتفاق می‌افتد. اگر با بازی‌هایی که منبع اصلی خروجی نهایی بوده‌اند آشنا باشید، می‌توانید تشخیص دهید که برخی ایده‌ها و مفاهیم از کجا برداشته شده‌اند و چطور به روش‌هایی تازه و عجیب در هم آمیخته‌اند.

اما واقعاً این بازی به چیزی شگفت‌انگیز اشاره دارد: این یک سند دیگر است بر اینکه ماشین‌ها، تا مقادیر مشخصی قادر به بروز خلاقیت هستند. اگرچه منطق چیزی نیست که ثباتی دائمی داشته باشد، بازیکنان می‌توانند هر دستوری به بازی بدهند و در بسیاری از موارد، هوش مصنوعی فرمان‌برداری کرده و سعی می‌کند گام بعدی را خلق کند.

«از منظر گیم‌پلی، نکته جالب اینست که بازی می‌تواند کاملاً لایتناهی باشد و اساساً می‌توانید هرکاری که می‌خواهید انجام دهید». وایتمور ادامه می‌دهد «من ورژنی از بازی را تست کردم که در آن به جای یک غار، مشغول گشت و گذار در ایستگاهی فضایی هستید. می‌توانم بگویم “سنگ بخور” یا “از گوسفند سواری بگیر” و بازی صرفاً سعی می‌کند بفهمد باید در ادامه چه اتفاقی بیفتد. شما می‌توانید تمام این کارهای عجیبی را انجام دهید که هیچکس حاضر به برنامه‌نویسی‌شان نیست، چون GPT-2 آنقدر دانش مبتنی بر “عقل سلیم” دارد که بتواند با هرچیزی به شکلی واقع‌گرایانه کنار بیاید».

اما آیا وایت‌مور به خلاقانه بودن آن اعتقادی دارد؟

«به نظرم به شکلی کاملاً ابتدایی خلاق است. هوش مصنوعی نکاتی را از بازی‌های ماجرایی قدیمی برمی‌دارد و به‌گونه‌ای آن‌ها را کنار یکدیگر قرار می‌دهد که هر بار به چیزی جدید و جالب و متفاوت تبدیل می‌شود. اما  اینطور نیست که یک پیرنگ داستانی کلی یا ایده‌ای نوآورانه خلق کند. خلاقیت اشکال بسیار متنوعی دارد و به نظرم در حال انجام یکی از آن اشکال است: ساخت محیط‌های بدیع، اما نه به شکل دیگری که می‌شود ساخت یک پیرنگ داستانی ترغیب‌کننده برای یک بازی».

گامی به سمت درست

در غایی‌ترین حالت، درست همانطور که بازی‌های ماجرایی متنی صرفاً یک گام در پروسه‌ای بودند که به بازی‌های سه‌بعدی و پیشرفته امروزی منتهی شدند (و همینطور هم به پیشرفت ادامه می‌دهند)، GPT Adventure هم نقطه عطف دیگری در پیشرفت هوش مصنوعی است. اما این یک نقطه عطف بسیار هیجان‌انگیز است و همانطور که وایتمور اشاره می‌کند، این حقیقت که چنین ابزارهایی به صورت عمومی در دسترس هستند باعث می‌شود همه‌چیز سرگرم‌کننده‌تر شود.

«یکی از نکات باحال در این باره، آن است که ابزارهای عمومی زیادی مانند GPT-2-Simple و Google Colaboratory [بخوانید محیط نوت‌بوک گوگل که اپلیکیشن‌ها را در فضای ابری اجرا می‌کند] در دسترس قرار دارد که باعث می‌شوند انجام چنین کارهای خلاقانه‌ای با هوش مصنوعی واقعاً آسان باشد.»