اوک ریج؛ شهر اتمی مخفی آمریکا در جنگ جهانی دوم

سپتامبر سال ۱۹۴۲ و در بحبوحه جنگ جهانی دوم بود که ژنرال سه ستاره «لسلی گرُوز» با شرایط سختی مواجه شد. او باید تصمیم سختی می گرفت؛ تصمیمی که بعدها بر سرنوشت ایالات متحده تأثیر مهمی گذاشت.

گروز فرماندهی پروژه منهتن را بر عهده داشت. منهتن، پروژه ای بود که با محوریت ایالات متحده و با همکاری بریتانیا و کانادا اجرا شد. در نهایت دستاورد این پروژه ساخت بمب اتمی بود که بخش مهمی از سرنوشت جنگ را مشخص کرد. در پروژه منهتن نیاز به تولید اورانیوم ۲۳۵، ایزوتوپی ناپایدار از اورانیوم بود. پیچیدگی تولید اورانیوم ۲۳۵ موجب می شد که نیاز به ده ها هزار نفر نیروی کار باشد. علاوه بر این مخفی نگه داشتن تولید از دید جاسوسان و خرابکارهای احتمالی، اهمیت بالایی داشت. سوالی که گروز باید برای آن پاسخی می یافت این بود: چه مکانی را باید برای امکانات تولید مخفیانه در نظر گرفت؟

مقامات رسمی ایالات متحده مکان های مناسب احتمالی در جای جای کشور را انتخاب کرده بودند اما تمامی آنها مشکلاتی داشتند. سد شستا در کالیفرنیا بیش از حد به سواحل اقیانوس آرام نزدیک بود و به همین دلیل در برابر حمله های هوایی آسیب پذیر می شد. مکان هایی پیشنهادی در ایالت واشنگتن هم مشکلات دیگری داشت و برای ساخت چنین امکاناتی نیاز به ایجاد خطوط انتقال برق قوی در فواصل طولانی بود. یکی از مکان های دیگر در ایالت ایلینوی و در نزدیکی شیکاگو بود. اما نزدیک بودن این تجهیزات به مناطق پر جمعیت نگرانی از بابت خطرات سلامتی و احتمال جاسوسی را افزایش می داد. به همین دلایل این گزینه هم از لیست مقامات خط خورد.

اوک ریج

گروز اما مکانی را انتخاب کرد که عاری از چنین مشکلاتی بود؛ یک منطقه روستایی ۲۱ هزار هکتاری در شرق ایالات تنسی که بعدها به ۲۴ هزار هکتار افزایش یافت. مکان انتخابی علاوه بر اینکه تا حدودی از دیدها مخفی بود، تا نیروگاه های برق آبی شرکت TVA هم فاصله اندکی داشت. به این ترتیب مکانی ایده آل برای ساخت مجموعه ساختمان های اتمی Clinton Engineer Works و نیز شهر مخفیانه ای برای کارمندان بود. دولت حتی در انتخاب نام شهر هم حساسیت به خرج داد. نام «اوک ریج» هم به اندازه کافی عمومی و هم روستایی بود.

اندکی بعد دولت ایالات متحده در خفا شروع به انتقال کشاورزان محلی بی خبر از موضوع و پرداخت غرامت به آنها کرد. پس از آن ساخت و سازها به سرعت آغاز شد.

آغاز ساخت امکانات صنعتی و استخدام کارمندان

ساخت مجموعه صنعتی و منازلی برای کارمندان در حدود ۱٫۳۲ میلیارد دلار (معادل با ۱۸٫۵ میلیارد دلار امروزی)  هزینه داشت و به تنهایی ۶۰ درصد از کل هزینه صرف شده برای پروژه منهتن را شامل می شد. در سال های بعد، اوک ریج پذیرای جمعیتی ۷۵ هزار نفری شد. شهروندان جدید شامل دانشمندانی از مجارستان و افرادی از آلمان و بریتانیا بودند. برخی دیگر از کارمندان هم از بین دانشجویان نخبه از دانشگاه های سراسر ایالات متحده جذب شدند.

اوک ریج

محل احداث کارخانه K-25 در اوک ریج

عجیب اینکه کارمندان جدید چندان هم در جریان وظایفشان نبودند. «بیل ویلکاکس» از شیمی دان هایی که در این مجموعه به استخدام در آمده بود ماجرا را این گونه نقل می کند که تنها به او گفته شده بود کار در ارتباط با یک فعالیت مخفی مرتبط با جنگ است. در سر ویلکاکس البته سوالات بیشتری هم مطرح شد از جمله اینکه کجا باید کار کند یا چه کاری باید انجام دهد. با این حال تمامی این سوالات تنها یک پاسخ داشتند: «محرمانه است».

کارمندان استخدام شده، برای کار به یک مکان مخفیانه منتقل می شدند. محلی ها اما بو برده بودند که ماجراهای مرموزی در این مکان در حال وقوع هستند؛ مکانی که به شدت محافظت می شد و البته بخش مربتط با تجهیزات اتمی به لایه های امنیتی بیشتری هم مجهز شده بود. برای اینکه هدف کلی پروژه لو نرود، هر کارمند تنها از فعالیت بخش محدودی که در آن فعالیت داشت مطلع بود. فقط عده کمی از کارکنان از تلاش های این مجموعه برای کمک به تولید بمب اتم اطلاع داشتند.

اوک ریج، یک جامعه خودمختار

برای جلوگیری از درز اطلاعات به بیرون، اوک ریج به یک جامعه خودمختار بدل شد تا تمامی کارمندان هر آنچه نیاز داشتند در دسترسشان باشد. شهر مخفی شامل مدارس، بانک، فروشگاه ها، بیمارستان ۳۰۰ تخت خوابی، زمین های تنیس و هندبال، دادگستری و حتی ارکستر سمفونی بود که توسط دانشمندان پروژه منهتن اداره می شد.

اوک ریج

تابلویی در اوک ریج محرمانگی را یادآوری (یا شاید گوشزد) می کند: «هر چه اینجا می بینید، انجام می دهید و می شنوید، وقتی اینجا را ترک می کنید بگذارید همین جا بماند»

میزان تاکید بر محرمانگی به حدی بود که حتی یک بیلبورد در محل کار، به کارمندان یادآوری می کرد” «بیایید دهانمان را بسته نگه داریم». کارمندان می دانستند که نباید هیچ موردی درباره کار خود حتی به همسرشان بگویند. یکی از دانشمندان بعدها در این باره گفته بود: «ما [در منزل] دور میز شام می نشستیم و [به دلیل محرمانگی] فشار زیادی را تحمل می کردیم».

ظاهراً سیاست های محرمانگی در اوک ریج جواب داده بود، چرا که هیچ شواهدی دال بر نفوذ جاسوس های آلمانی یا ژاپنی در امکانات Clinton Engineer Works در دست نیست. با این حال گفته شده که یک جاسوس روس به نام «جرج کووال» موفق شد شغلی در این مجموعه برای خود دست و پا کند. به نظر می رسد کووال اطلاعاتی در مورد فعالیت های اتمی را به شوروی تحویل داده بود. در سال ۲۰۰۷ و البته بعد از مرگ کووال، ولادیمیر پوتین مدال افتخار روسیه را به او اعطا کرد.

تولید اورانیوم ۲۳۵

اورانیوم ۲۳۵ کمیاب تر از اورانیوم ۲۳۸ است و تقریبا ۰٫۷ درصد از اورانیوم طبیعی را تشکیل می دهد. این ایزوتوپ شکافت پذیر توانایی ایجاد واکنش های زنجیره ای هسته ای و آزاد شدن مقدار عظیمی انرژی را دارد. از سوی دیگر اورانیوم ۲۳۸ فراوانی بیشتری دارد اما به راحتی قابل شکافت نیست.

برای بمبی مشابه با «پسر کوچک» که در جنگ جهانی دوم توسط ایالات متحده روی شهر هیروشیما انداخته شد، نیاز به ۶۳٫۹ کیلوگرم اورانیوم ۲۳۵ بود. برای استخراج این میزان، باید مقدار بسیار زیادی از مواد جداسازی می شد. به این منظور کارخانه Y-12 در مجتمع Clinton Engineer Works ساخته شد که با استفاده از دستگاهی ویژه ای به نام  کالوترون فرایند جداسازی را انجام می داد.

اوک ریج

پنل های کنترل کالوترون در کارخانه Y-12. کارمندان این بخش که بیشتر خانم ها بودند در چند شیفت در هر شبانه روز و ۲۴ ساعته به کار مشغول بودند.

کالوترون از فرایند جداسازی الکترومغناطیس توسعه داده شده توسط «ارنست لارنس» داشنمند بهره می برد و با استفاده از گرما و آهن رباهای قدرتمند دو ایزوتوپ اورانیوم را از هم جدا می کرد. در کارخانه Y-12 تعداد ۲۲ هزار کارمند مشغول بودند تا با استفاده از ۱۱۵۲ دستگاه کالوترون جداسازی اورانیوم ۲۳۵ را محقق کنند.

از سوی دیگر رآکتور هسته ای گرافیتی X-10، تبدیل اورانیوم ۲۳۸ به پلوتونیوم ۲۳۹ را با استفاده از نوترون های تابیده شده از اورانیوم ۲۳۵ ممکن می کرد. پلوتونیوم ۲۳۹ ماده ای بود که به طور ویژه برای تولید بمب های اتمی کاربرد داشت. X-10 موفق شد کارایی خود را به خوبی اثبات کند و پس از آن پلوتونیوم مورد نیاز برای بمب اتمی «مرد چاق» که روی شهر ناگازاکی ژاپن انداخته شد، بر اساس همین فرایند در جای دیگری تولید شد؛ رآکتور بی در سایت هَنفورد در ایالت واشنگتن.

پایان جنگ و سرنوشت اوک ریج

در نهایت در ۶ آگوست ۱۹۴۵ جهان نتیجه آزمایشات مخفیانه شهر اوک ریج را به خود دید. بمب اتمی حاوی اورانیوم ۲۳۵ تولید شده در این مجموعه روی شهر هیروشیما ژاپن رها شد تا محدوده وسیعی را با خاک یکسان کند. در آن سوی دنیا در ایالات متحده، روزنامه ای تیتر زد: «اوک ریج به ژاپن حلمه کرد» و بالاخره کارمندان دریافتند که در طول سال ها در حال ساخت قوی ترین سلاحی بودند که جهان به خود دیده بود.

اوک ریج

آزمایشگاه ملی اوک ریج

پس از جنگ، بخش های مختلف این مجتمع اتمی که روزی مخفیانه فعالیت می کرد، تقسیم بندی شد. بخشی تحت عنوان آزمایشگاه ملی اوک ریج تولد مجددی را تجربه کرد. این آزمایشگاه بعدها در زمینه پزشکی هسته ای پیشگام شد و ایزوتوپ هایی برای استفاده در مواردی از جمله درمان سرطان را تولید کرد. تحقیقات پیشرفته این موسسه در زمینه های مختلف همچنان ادامه دارد و شارژ بیسیم ۱۲۰ کیلو واتی خودروهای الکتریکی از ابداعات اخیر بوده است.

بخش دیگری از مجتمع به مجموعه امینتی ملی Y-12 بدل شد که وظیفه تولید قطعات برای هزاران بمب هیدروژنی ایالات متحده در دوران جنگ سرد را به عهده داشت. این بخش بعدها به انهدام سلاح های هسته ای ایالات متحده و شوروی کمک کرد. بخش سوم هم اکنون پارک فناوری شرق تنسی است.

لینک منبع اصلی