آیا دارونماها در درمان بیماری ها موثرند؟

اریک وَنس، دانشمند برجسته امریکایی در کتاب جدیدی که در سال ۲۰۱۶ به چاپ رسانده، از قدرت بی‌نظیر مغز بشر پیرامون سلامتی بدن صحبت می‌کند. ونس باور دارد مغز این قابلیت را دارد تا هم جسم و هم روحمان را ترمیم کند. ونس در کتاب «خودِ پیشنهادیتان: دانشِ کنجکاوِ مهارت مغزتان در درک، انتقال و ترمیم» درباره تاثیر عواطف، انتظارات و افکار بشر می‌نویسد که چگونه این موارد روی سلامتی اثرگذار خواهند بود. برای نمونه برای کاهش درد می‌توان با ذهنی باز و بدون مصرف داروهای شیمیایی به استقبال درمان این عارضه برویم.

اینکه چه ارتباطی دقیقا میان ذهن و جسم وجود دارد همچنان مثل یک راز سربسته باقی مانده اما چند دهه پژوهش‌های مختلف، نتایج حیرت‌برانگیزی را مبنی بر سودمند بودن دارونماها نشان می‌دهد. در مطلب پیش رو، مصاحبه رسانه علمی و معتبر امریکن ساینتیفیک (Scientific American) با ونس پیرامون قدرت ذهن را خواهید خواند. ونس درباره اثر دارونما اخیرا تحقیقاتی را راه‌انداز کرده و در مصاحبه از تجارب و باورهایش سخن می‌گوید.

دارونماها

چه چیزی باعث شده تا شما درباره تاثیر دارونماها بنویسید؟

این موضوع به یک وسواس ذهنی برای من تبدیل شده بود. درست از زمانی که درباره تور ویگر، پروفایلی را نوشتم. ویگر، فردی پژوهشگر بود که در سال ۲۰۱۰ میلادی روی یک دارونما تحقیق می‌کرد. من و ویگر در خانواده‌ای مذهبی و مسیحی بزرگ شده بودیم. در آن دوران در مطالعات کاتولیک، بررسی شیمیایی مغز بابت انجام گناه دیگر از مد افتاده بود. از طرفی من به این تحقیقات علاقه‌مند بوده‌ام و از زمان بچگی تا کنون سوالاتی برای من شکل گرفته بود که توضیحی در زمان کودکی برایش پیدا نکرده بودم. پدرم فرد مذهبی بود و عضلات مدور دور شانه‌اش آسیب دید و او مجبور شد ورزش بیس‌بال را رها کند اما با نذر و نیاز، این عارضه‌اش حل شد.

اهمیت رویدادهای این چنینی را می‌توان در افزایش سطح انتظارات افراد مذهبی از دارونماها تعبیر کرد. حداقل آدم‌ها به شفا یافتن امیدوار می‌شوند. این مسائل باعث شد تا من تحریک شوم که پس دانشمندان هم می‌توانند توضیحی بر این رفتارها پیدا کنند.

دارونماها

علوم اعصاب درباره تاثیر دارونماها چه حرفی دارد؟

همه چیز درباره قدرت شیمیایی مغز، ضد دردها، دوپامین، سروتونین و دیگر هورمون‌های بدن است

من زمانی در آزمایش دارونماها شرکت کردم که من دچار برق‌گرفتگی شده بودم. همکارانم با تاییدیه‌ام، مسیرهای درد را مسدود ساختند. این تجربه رسما توجه من را جلب کرده بود. یاد گرفتم که نیازی نیست حتما احساس گناه داشته باشیم یا حتما نقش یک احمق را بازی کنیم تا درمان بشویم. همه چیز درباره قدرت شیمیایی مغز، ضد دردها، دوپامین، سروتونین و دیگر هورمون‌های بدن است. برای حس نکردن درد، نزدیک به ۳۰ ناقل عصبی و هورمون دخیل بود و دانشمندان همچنان در جست‌وجوی کشف سایر ناقل‌های عصبی هستند.

خوشبختانه من می‌توانم به خواننده‌ها کمک کنم به درک بهتری از پیچیدگی‌ تاثیر دارونماها برسند. وقتی پدیده‌های مختلفی از جمله افکارمان، هورمون‌ها و مداخلات درمانی در بدن شروع به کار می‌کنند، مخدرهای درون‌زاد مثل اندورفین نیز ترشح می‌شوند. هنگامی که شما به سایر فاکتورها نگاه می‌کنی، می‌توانی سرعت اثرگذاری دوپامین و مخدرهای شیمیایی درون مغز را نیز حس کنی. این متغیرها می‌توانند یکدیگر را هم متوقف سازند و به همین راحتی و خیلی ناگهانی، همه چیز پیچیده می‌شود. از علوم اعصاب فعلا همین مسیرهای عصبی را پیدا کردیم.

دارونماها

راندمان داروهای شیمیایی اغلب با درمان دارونماها مقایسه می‌شود. آیا باید در صدد حل این موضوع باشیم؟

در تئوری البته که شرکت‌های داروسازی علاقه دارند تا پاسخ دارونماها را حذف کنند. این موضوع سبب ارزان شدن داروها می‌شود و به تبع، داروها سهل‌الوصول‌تر نیز خواهند بود اما در واقعیت هیچکس نمی‌داند بدون پاسخ دارونماها چه اتفاقی در بدن رخ می‌دهد. اگر در زمان آزمایش‌های دارویی پیش از عرضه به بازار، نرخ پاسخ دقیقا با تاثیر دارونما و داروی اصلی برابری کند، در خروجی هیچ تغییری به بار نمی‌آید. با این اوصاف شواهد نشان می‌دهد مسئله اصلا پاسخ دارویی نیست. بلکه تعامل‌های زیادی میان مولکول‌های درونی داروی شیمیایی وجود دارد که بر اساس انتظارات بیمار رخ می‌دهد. تنها راه برای شناخت بیشتر، تحقیق و تفحص بیشتر در اجزای ریزترِ داروهای شیمیایی است.

دارونماها

با اینکه همچنان شک و شبهه‌ای درباره قدرت دارونماها وجود دارد اما این تاثیرها تا چه حد قابل پیش‌بینی هستند؟ آیا یک قرص قندی می‌تواند یک داروی درمانی قابل اتکا باشد؟

به طور طبیعی بله. در واقع به همین علت است که تقریبا ۷۰ درصد پزشک‌ها خودشان اعتراف کرده‌اند داروهایی تجویز می‌کنند که اغلب جنبه روان‌شناختی دارد تا فیزیولوژیکی. اما من فکر می‌کنم این سوال، یک نکته‌ای را جا انداخته.

ماجرا این نیست که آیا دکترها باید دارونما تجویز کنند یا خیر. آنها در حال حاضر دست به دامان دارونماها هستند. ماجرا اینجاست که باید دارونماها را به پروسه درمانی ثابت شده اضافه کرده تا بتوان به خوبی از آنها بهره‌برداری کرد. پروسه درمانی ثابت شده به این معناست که پزشک‌ها باید به این درک برسند که پاسخ دارونماها به قدری توانایی دارد تا آنها را در درمان درد، افسردگی و سایر بیماری ها یاری برساند.

دارونماها

آیا بیماران می‌توانند در صورت تمایلِ خودشان، اثر دارونماها را سرکوب کنند؟

من متوجه شده‌ام که قدرت دارونماها مثل فرم روایی داستان‌ها عمل می‌کند و به تجربه حسی ما برمی‌گردد. شما باید درباره خودتان فکر کنید. بعضی از مردم به رفتاری عرفانی و معنوی روی می‌آورند و همین رفتارها، در داخل بدن نیز منعکس می‌گردد. فکر نمی‌کنم مسئله خاصی باشد که به این نتیجه برسید در حال مصرف دارونما هستید. باید با این موضوع در هر صورت سر کنید.

بعضی از مردم به رفتاری عرفانی و معنوی روی می‌آورند و همین رفتارها، در داخل بدن نیز منعکس می‌گردد.

اگر از قوانین من تبعیت کنید، استفاده از دارونماها به ضررتان تمام نمی‌شود. فقط مد نظرتان باید باشد که برای درمان بیماری‌های لاعلاج یا صعب‌العلاج به سمت این رویکرد درمانی نروید. چرا که درمان تومورها با استفاده از دارونماها چندان عقلانی نیست چون تومورهای بدخیم یا حتی خوش‌خیم به دارونماها با آن شدت تاثیر، پاسخی نمی‌دهند اما درد‌های مزمن شاید.

با یکی از پزشک‌های مشتاق در استفاده از دارونماها گفت‌وگو می‌کردم. او گفته که خیلی خوش‌شانس خواهد بود که اگر ۴۰ درصد از بیمارانش را با این روش درمان کند. او اغلب به بیمارانی که از درد مزمن رنج می‌برند، توصیه می‌کند به کلیسا بروند. البته اگر آنها از دوا و درمان شیمیایی خسته شده باشند. اگر آنها این حس و حال را پیدا کنند که بالاخره همه چیز درست خواهد شد می‌تواند در تسکین دردهایشان کمک‌کننده باشد.

دارونماها

آیا از تاثیر دارونماها اطلاعات بیشتری دارید که چگونه تاثیر سودمند روی بدن دارند؟ آیا روی خود شما نیز تاثیر داشته؟

به شخصه و به خصوص الان، بدنم پاسخگوی خوبی به دارونماها نیست.. فکر می‌کنم بد نباشد کتابم را بخوانید و به صورت تعدیل شده به این روش روی بیاورید اما من نمی‌دانم که آیا این گفته‌هایم به درد هر فردی می‌خورد یا خیر. کمی در این ماجرا شک و شبهه دارم اما قاعدتا باید جوابگوی نیاز ما باشد.

لینک منبع اصلی